|
عجیب اما خواندنی (نظر دهید) مطالب و عکس هایی عجیب از پوری بخواهید |
||||||||
|
درباره وبلاگ
![]() سلام من پوری هستم از مشهد این ۵ مین وبلاگ منه که درست می کنم می خوام مطالب جالب رو برای شما روی این وبلاگ بزارم و لطفا هم به پست های که می زارم نظر بدین!!
امیدوارم از این وبلگ خوشتون بیاد مخلصتون پوری...... منوی اصلی
آرشیو مطالب
پیوندها
پیوندهای روزانه
پدرخوانده
ورود دختر و پسرهای بی جنبه ممنوع عاشقان عشق کاغذ دیواری پوری (در قسمت نظرها سفارش عکس کنین) ایران-رپ-ایران رپر ها بپرند توووووووووووووووو!!!!!!! آویزون آرشیو پیوندهای روزانه آمار وبلاگ
طراح قالب
|
مصر سرزمین رازها
مصر سرزمین رازها یکی از باشکوه ترین اثار تاریخی مصر باستان که توجه بسیاری را بخود معطوف داشته, معبد 3500 ساله " لوکسور " است که در امتداد رود نیل و در 700 کیلومتری شهر قاهره قرار دارد . بعد از دهها سال کاوش سخت کوشانه باستان شناسان و پژوهشگران جهان, این مکان از هر لحاظ مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت . تنها چالش باقی مانده – حفظ این معبد از تجاوز تمدن نوین بود . در سال 1989 بازرسان وابسته به میراث فرهنگی مصر هشدار دادند که رسوخ اب از سیستم مجاری فاضلاب " لوگسور " و رود نیل,شالوده
های این اثر تاریخی را مورد تهدید قرار میدهند . انان تصمیم گرفتند نمونه هایی از خاک این ناحیه را جهت تعیین ابعاد این مشگل باخود ببرند . گارگران در محوطه شروع به حفاری و نمونه برداری کردند – ناگهان به یک مجسمه برخورد کردند و پس از کمی جستجو دو مجسمه دیگر نیز نمایان شد . انها به کشف مهمی دست یافته بودند
در سرزمین شگفت انگیز فراعنه قدم بزنیم . بیشتر انچه جهان در اغاز کار از مصریان اموخت ناشی از وسوسه یافتن گورها بود . با توجه به شرایط اب و هوایی و خشک بودن این سرزمین , اجساد داخل گورها پس قرنها تا حدودی دست نخورده باقی مانده بودند و اشیاء بسیاری از داخل انها پیدا شد که اطلاعات ارزشمندی را در مورد تمدن هزاران ساله فراعنه را اشکار می ساخت . حتی زمانی که گوری به دلیل دستبرد دزدان باستانی در روزگاران بسیار دور یا جویندگان گنجینه در عصر حاضر , دچار صدمه می شد – باز همین گورها اطلاعات گرانبهایی را در اختیار باستان شناسان قرار می داد . همین مسئله باعث شد تا در سال 1920 باستان شناس موزه هنری " متروپلین " نیویورک " هربرت ایوستیس وینلاک " تلاش کند تا اسرار دیگری از تمدن فراعنه را اشکار سازد . او در " دیرالبحری " و نزدیک شهر از بین رفته " تبس " بر روی یک گور چهار هزار ساله کار میکرد . " وینلاک " اگاه بود که گور قبلا" در 2 نوبت در سالهای 1895 و 1902 مورد کاوش قرار گرفته است, او امید داشت تا گروه وی بتوانند برخی از کتیبه هایی را بیابند که پیشتر نادیده گرفته شده بودند- تا از این طریق 2 پادشاه را با یکدیگر مرتبط سازد . دانش او از باستان شناسی وی را بر ان داشت تا دست به کاری زند که قبل از او کسی به ان مبادرت نورزیده بود, یعنی ترسیم یک نقشه از دالانها و حفره ها و پاکسازی گورها . اگر چه گروه او مجسمه مفقود شده دیگری را نیافتند – یا قرائنی و شواهدی که بتوانند به سوالات تاریخی پاسخ گویند, اما دالانهای خالی هم میتوانست بزگترین یافته سالهای
اخیر برای " وینلاک " باشند . گور مزبور که زمانی محل جسد مومیایی شده یکی از درباریان سلسله یازدهم به نام " مکتره " بود , مدتها پیش از سوی دزدان غارت شده بود و در زمان " وینلاک " چیزی جز سنگهای خرد شده و اشغال بجا نمانده بود . زمانی که عکاسی بنام " هری برتون " به هیات اعزامی در محل گور پیوست, کار پاکسازی تقریبا" به اتمام رسیده بود . غروب افتاب بود و کارگران در حال مرخصی بودند که ناگهان فضا دگرگون شد و هیجانی به همه دست داد . یکی از کارگران از دیدن خرده سنگهایی که از یک شکاف میان کف و دیواره بر روی زمین فرو میریخت یکه خورده بود . او به کمک یکی دیگر از کارگران خرده سنگهایی را که بعد از پاکسازی مجددا" شروع به ریختن کرده و شکافی را نمایان میساخت, تخلیه کرد. خبر کشف این حفره به " هری برتون " رسید, او کبریتی را افروخت تا حفره را روشن کند که البته بی فایده بود . امید به انچه احتمالا" در پس تاریکی نهفته بود چنان وسوسه انگیز بود که تصمیم گرفت موضوع را بلافاصله به اطلاع دیگران برساند - او نامه ای برای " وینلاک " فرستاد و از او خواست تا به گور امده و با خود چراغ قوه بهمراه بیاورد . " وینلاک " که چند لحظه پیش از محل کار خود در نقطه ای دیگر, به محل اصلی استقرار خود بازگشته بود- از این خبر با شک و تردید استقبال کرد . در هر حال او و همراهانش برای بازدید به محل گور رفتند . " وینلاک " اظهار میدارد: »چیزی برای دیدن وجود نداشت مگر یک سوراخ پر از خرده سنگ, اما هنگامیکه خرده سنگها از انجا تخلیه گشت و نور چراغ به داخل شکاف تابیده شد, یکی از تکان دهنده ترین صحنه ها را که شاید یک کاوشگر – بخت مشاهده انرا پیدا کند در جلوی چشمم دیدم . من خود را در حال تماشای هزاران مرد کوچک اندام نقاشی شده که به این سو و ان سو میرفتند, یافتم « او بعدها چنین نوشت : » یک دختر بچه بلند بالا و لاغر که بدون عیب و نقص نقاشی شده بود, از ان سو به من خیره شده بود . مردان کوچک اندام در حالیکه در دستهای برافراشته خویش چوبهای داشتند – مشغول هدایت گاوه های نر با پوست لکه دار بودند. پاروزنان با تلاش و کوشش در دسته ای از کشتی ها در حال پارو زدن بودند . یکی از کشتی ها درست روبروی من بود و دماغه ان به شکلی ناموزون, تعادل خود را در هوا حفظ کرده بود . تمام این امد و شدها در سکوتی اسرارامیز در جریان بود – گویی فاصله من تا ان تصاویر که بیش از 40 قرن می شد چنان زیاد بود که هیچ پژواکی نمیتوانست به گوش من برسد. «شب فرار رسید – از اینرو " وینلاک " و همکارانش تنها کاری که میتوانستند انجام دهند پوشاندن شکاف و انتظار کشیدن مضطربانه تا دمیدن افتاب بود . روز بعد انها به گور بازگشتند و همراه خود ابزار مورد نیاز را نیز اوردند – اسباب اندازه گیری, میز نقشه کشی , الات انعکاس نور و ایینه . " هری برتون " کار خود را برای عکسبرداری اغاز کرد . او یک شیوه ابتکاری را بکار گرفت : استفاده از ایینه برای انعکاس نور خورشید از بیرون گور به داخل دالان 27 تا 30 متری. افراد نگران ان بودند که پس از 4500 سال, هجوم هوای
تازه به داخل این اتاق باریک و تماما" حجاری شده باعث جدا شدن سنگهای سقف اتاق شده و پیکره ها و قایقهای شگفت انگیز را نابود سازد . انان به اهستگی موانع را از سر را برداشتند و منجمله یک تیغه خشتی , خوشبختانه سقف اتاق مشگل ساز نشد . عاقبت توانستند نگاهی دقیق به داخل بیفکنند . بر خلاف انتظار انان – انجا محل دفن کسی نبود بلکه یک اطاق مخفی محسوب می شد که در ان لوازم زندگی خوشایند پس از مرگ, از سوی عزاداران برای " مکتره " قرار داده شده بود . مصریان به زندگی عشق می ورزیدند بنحوی که سعی می نمودند تا ان را با خود به داخل گور و جهان بعدی ببرند . در ایام اولیه تاریخ طولانی مصریان, انان بهمراه غذا و نوشیدنی دفن می شدند . بعدها متعلقات و وسایل بیشتری را در محل دفن خویش قرار میدادند – از رختخواب گرفته تا ایینه و عطر و هر چیز که در همین دنیا از ان استفاده میکردند . ثروتمندان و توانگران خدمتکاران را نیز با خود به گور میبردند . البته نه انسانها را, بلکه پیکره های چوبی که بتوانند از انان در دنیای دیگر مراقبت نمایند . " مکتره " به دلیل داشتن ثروت بیش از اندازه, قادر بود مجموعه کاملی از یاران کوچک را در اختیار گیرد . این بزرگترین مجموعه ای میباشد که تاکنون کشف گردیده است . در 24 جعبه کوچک که تداعی کننده اتاقها و محوطه محصور بودند, گاوچرانها و قصابان, نانواها و تولید کنندگان آبجو, نخ ریسان و بافندگان, نجاران و کاتبان وجود داشتند- که طبق وظایف خویش, به سختی مشغول کار بودند . مجموعه مزبور, تصویر کاملی از زندگی در زمان " مکتره " را به نمایش می گذارد . بطور مثال نانوا در حالیکه در داخل خمره ای ایستاده مشغول ورز اوردن خمیر با پاست . قایقهای مدل که دور تا دور جعبه ها وجود دارند, تداعی کننده قایقهایی هستند که " مکتره " برای سفر و تفریح خویش بهنگام امد و شد در رودخانه نیل و بازدید از مایملک خویش مورد استفاده قرار میداد . در داخل یکی از قایقها " مکتره " با حالتی اسوده در ان نشسته است و شکوفه نیلوفر ابی را بو می کشد . در کنار او کوچکترین پسرش و یک خواننده قرار دارند که خواننده با دست بر دهان خود می زند تا صدای لرزانی را بوجود اورد .
/ نوشته شده توسط
پوری در جمعه 10 شهریور1385 و ساعت 5:8 بعد از ظهر |
معمای قصر کورال کسل ( قصری که تنها یک نفر ان را ساخت )
معمای قصر کورال کسل ( قصری که تنها یک نفر ان را ساخت ) در پهنه این جهان بی کران بنا ها و ساختمان های بی شماری وجود دارد که آکنده از معما هایی هستند که حتی بعد از هزاران سال از تاریخ ساخت آنها همچنان برای بشر بصورت لا ینحل باقی مانده است . معما هایی که می گویند : چگونه ساخته شده اند ؟ یا چرا و توسط چه کسانی بنا شده اند؟ دراین بین « کورال کسل » بنایی است که اگر چگونگی ساخت آن کشف شود شاید راز اهرام مصر و بارو های بعلبک نیز فاش گردد.
" کورال کسل " به معنا یگ" قصر مر جانی " واقع در ناحیه " هومستد " در فلوریدای آمریکا یکی از حیرت انگیز ترین ساختمان هایی است که تا بحال ساخته شده است. این قصر از لحاظ هنری قابل قیاس با بناهای تاریخی و معروفی همچون معابد یونان قدیم و حتی اهرام ثلاثه می باشد. این بنا ساختمانی تحسین برانگیز و اسرار آمیز است زیرا تمامی ساختمان توسط تنها یک نفر به نام " ادوارد لیدز کالنین " که مردی با 150 سانتی متر قد و 45 کیلو گرم وزن از مهاجران آمریکای لاتین بوده ساخته شده است. ادوارد تمام مصالح قصر را به تنهایی جمع آوری کرده به آنها فرم داده و به محل احداث قصر آورده است. خیلی ها خانه خود را به تنهایی ساخته اند ولی عظمت قصر ادوارد در نوع خودش بی نظیر است. او برای بنای خانه خود، از قطعات عظیم الجثه صخره های مرجانی استفاده کرده است. برخی از این قطعات وزنی برابر 30 تن را دارند. چطور ممکن است بدون کمک کسی و یا استفاده از ماشین آلات مدرن این قصر ساخته شود .؟! در سال 1920 این صخره های غول پیکر چگونه از سواحل به محل قصر برده شده است؟ اینها گوشه ای از راز قصر مر جانی میباشد. او چطور این کار را کرده است؟ بنا به تخمین کارشناسان هزار تن صخره مرجانی برای بنای دیوارها و برج های قصر بکار رفته و صد تن دیگر نیز برای مبلمان تراشیده شده آن ، مورد استفاده قرار گرفته است. ستون هرمی شکل این قصر 28 تن وزن دارد. دیوار اطراف قصر که ارتفاع آن به 240 سانتی متر می رسد از بلوک های بزرگ مرجانی به وزن چندین تن ساخته شده است. هلال ماه سنگی درون حیاط به ارتفاع شش متر است ، یک دروازه متحرک 9 تنی که با تماس انگشت بازمیشود در دیوار شرقی قصر تعبیه شده است، و عظیم ترین قطعه مرجانی حدود 35 تن وزن دارد. « ادوارد لیدز کالنین» برای ساختن این قصر بیست سال به تنهایی زحمت کشید ( از 1920 تا 1940 ) ولی هیچکس او را در طول این سالها در حال انجام کار ندید. او ابتدا نام قصر خود را « پارک دروازه سنگی » گذاشته بود. مردم می گویند وقتی نامزد ادوارد او را ترک کرد و دیگر قبول نکرد که با او ازدواج کند، ادوارد تصمیم گرفت این قصر را به تنهایی بسازد. او چند سال به ایالت های مختلف آمریکا سفر کرد و در آخر به خاطر بدست آوردن سلامتی شهر کالیفرنیا را انتخاب نمود زیرا او مبتلا به سل بود. او در سال 1920 احداث خانه خود را آغاز نمود.
چطور لیدز کالنین توانست این شاهکار معماری را اینگونه مرموزانه بسازد؟ این سؤالـی است که باید به آن پاسخ می داد، جالب است بدانید که هیچ کس او را در حال انجام کار ندید. این مرد مرموز اغلب شبها و زیر نور فانوس کار می کرد، به همین خاطر هیچ شاهدی ندید که ای مرد نحیف جثه چطور سنگهای عظیم را حمل می کند. تنها وقتی قطعات به «هومستد» منتقل می شد او از کامیون کرایه ای استفاده می کرد و صخره ها را به آن طرف میبرد ولی هیچ کس ندید چه کسی این قطعات را روی کامیون می گذاشت یا از روی آن بر میداشت. داستان عجیب و غریبی در مورد این قصر و احداث آن بر سر زبانهاست, ولی کسی نمی داند این داستانها تا چه حد حقیقت دارد. چند تن از همسایگان ادوارد یواشکی دیده اند که چطور کالنین سنگها را بلند می کرد. او دستش را روی آنها می گذاشت و آوازی می خواند، سپس صخره ها خود بخود از جا بلند و در هوا شناور می شدند . در شماره ای از « مجله فیت » چاپ کالیفرنیا نوشته بود: یک شب چند نوجوان - جاسوسی ادوارد را می کردند، آنها گفتند دیده اند که او صخره ها را مثل بادکنک در هوا بلند می کند ولی هیچ کدام موضوع را جدی نگرفتند ، چون فکر می کردند که حقه ای در کار است. در ادامه این مقاله آمده بود: دانشمندان می گویند احتمالآ لیدز کالنین به گونه ای راز « رشته های زمینی » که نوعی خطوط انرژی نامرئی در اطراف زمین هستند و قدرت « تلوریم » در آنها متمرکز می باشد را کشف کرده است و با استفاده از قدرت نامرئی زمین آن صخره های بزرگ را بلند کرده است. ولی اگر اینطور باشد چطور لیدز کالنین این انرژی را به تسخیر خود درآورده بود؟
/ نوشته شده توسط
پوری در جمعه 10 شهریور1385 و ساعت 4:58 بعد از ظهر |
مثلث برمودا
موقعیت مثلث برمودامثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. » این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند. آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسهها دیده نشد. هیچ حادثهای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرتآورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شدهاند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشتهاند. منطقه وحشتهمه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت میکنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.مشاهدات و گزارشاتدر بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است. در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند. در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت میآید ... ما نمیتوانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد. علل واقعهعلل فرضی طبیعیتوضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمولترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها میشود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب میشود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست. علل فرضی غیر طبیعیدستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرندههایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.یکی از عجیبترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده میکردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها میگردد. ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرندهها » ابزار میدارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط میدهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد میکنند که دارای طرحی یونیزه شده است و میتواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار میکرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و میتواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی میدانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرندهها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند. داستانی عجیبحادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
گذشته و آینده برمودابه نظر میرسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانهها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبرهها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده میشده است.شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است. اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمیشود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمییابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه میدارد.
/ نوشته شده توسط
پوری در جمعه 10 شهریور1385 و ساعت 4:46 بعد از ظهر |
این دیگه چیه شیتون!!!!!!!!!
این دیگه چیه شیتووون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
/ نوشته شده توسط
پوری در چهارشنبه 8 شهریور1385 و ساعت 5:53 بعد از ظهر |
گران قیمت ترینها
گران قیمتها : واقعا دیدن داره ها . عجب پولائی دارن ملت به خدا کفش درگرانقيمت ترين كفش جهان موسوم خانه گرانقيمت ترين خانه جهان داراي 7 اتاق خواب بوده و در لندن واقع است. صاحب اين عمارت يك تاجار هندي ميباشد قيمت آن بالغ بر 128 ميليون دلار (110 ميليارد تومان) است سینمای خانگی گرانقيمت ترين سينماي خانگي متعلق به شركت رونكو ميباشد. پرده نمايش آن 13 متر عرض دارد. قيمت آن بالغ بر 250 هزار دلار (210 ميليون تومان) ميباشد بلندگو گــــرانقيمت ترين بلندگوي جهان متعلق به شركت "جرمن فيزيك" بوده و 250 هزار دلار (210 ميليون تومان) قيمت دارد یخچال گرانقيمت ترين يخچال جهان متعلق به يك شركت اسانديناوي بوده و 48 فوت مربع گنجايش دارد.پهناي آن 1 مترو 90 سانتي متر بوده و 10 هزار دلار(8 ميليون تومان) قيمت دارد چاقو گرانقيمت ترين ست چاقو متعلق به شركت ووستوف آلمان بوده و 1.700 دلار (1ميليون و پانصد هزار تومان) قيمت دارد رختخواب گرانقيمت ترين رختخواب جهان متعلق به شركت هيپنوس انگليس ميباشد. تشك اين رختخواب متشكل از 5 هزار فنر و درون آن از نخ ابريشم و پشم گوسفند است. رويه آن نيز از حرير ميباشد. قيمت اين رختخواب 15 هزار دلار (13 ميليون تومان) ميباشد وان گرانقيمت ترين وان جهان 5 هزار دلار (4 ميليون و پانصد هزار تومان) قيمت دارد. جنس آن از مس و نيكل بوده و 55 گالن گنجايش دارد کت و شلوار گرانقــيمت ترين كـت و شلوار جهان متعلق خرس عروسکی گرانقيمت ترين خرس عروسكي جهان كه در آلمان توليد گشته 43 هزار دلار (36 ميليون تومان) قيمت دارد. خز هاي آن از طلا و چشمان آن نيز از ياقوت و 20 قطعه الماس ساخته شده است. دهان اين عروسك نيز از طلا ميباشد ساعت گرانقيمت ترين ساعت جهان چوپارد نام داشته و ساخت سوييس ميباشد. اين ساعت از 2000 قطعه برليان به وزن 66 قيراط الماس تشكيل يافته است. قيمت اين ساعت 1 ميليون و 130 هزار دلار (1 ميليارد تومان) ميباشد اتومبیل گرانقيمت ترين خودرو جهان انزو متعلق به شركت فراري ميباشد. اين خودرو 660 اسب بخار قدرت داشته و 12 سيلندر ميباشد. قيمت اين خودرو 650 هزار دلار (550 ميليون تومان) است
/ نوشته شده توسط
پوری در چهارشنبه 8 شهریور1385 و ساعت 5:9 بعد از ظهر |
۱ـ در سال ۱۸۶۱ جنگهای داخلی آمریکا بین شمالی ها و جنوبی ها برای آزاد ساختن سیاهان از بردگی ,
در حالی آغاز شد که قانون اساسی آمریکا , ۳۱ سال قبل عملا قانون برده داری را لغو کرده بود !!! ۲ـ حدود سه قرن قبل در جنوب روسیه , دختر و پسری که به عقد هم در می آ مدند , توسط طناب دستهایشان را محکم و با گره های کور به هم می بستند , عروس و داماد فقط زمانی می توانستند به خانه بخت بروند که با دندان , گره ها را باز کنند !!! ۳ـ برخلاف تصور خیلی ها , ناقوس کلیسا از دوران مسیح (ع) باب نشد , بلکه اولین بار در قرن هشتم و در کلیسای سنت پیر ایتالیا مورد استفاده قرار گرفت . ۴ـ " او- هنری " نویسنده بزرگ , ابتدا یک دلال بازار بود که به جرم چک بی محل زندانی شد , اما در پنج سالی که در زندان بود , ۲۷ داستان نوشت ووقتی آزاد شد جایزه پولیتزر را به خاطر داستان های زیبایش دریافت کرد . ۵ـ شاید باور نکنید , اما اولین روزنامه دنیا که توسط " امیل جاردین " در اوایل قرن ۱۹ در فرانسه چاپ می شد نامش دزد بود , به این علت که آن روزنامه مقاله های مجلات هفتگی را به صراحت می دزدید و در روزنامه اش چاپ میکرد !!! ۶ـ بدن شک لقب پرخورترین نویسنده دنیا متعلق به بالزاک است ! فقط همین را بدانید که شام هر شب او به این ترتیب بود : ۱۲ کتلت , یک مرغابی یا غاز , یک کبک و ۹۰ حلزون
/ نوشته شده توسط
پوری در سه شنبه 7 شهریور1385 و ساعت 10:34 بعد از ظهر |
هرم بزرگ جیزه
هرم بزرگ جیزه
| |||||||